نه گفتن – چرا؟ چطور؟ تکنیکهای جدید و کاربردی برای نه گفتن

مهارت نه گفتن

نقش مهارت نه گفتن در موفقیت استیو جابز چقدر بوده است؟

دارن هاردی مدیر مجله موفقیت آمریکا، در مصاحبه‌ای با استیو جابز از او پرسید: از میان همه دستاوردهایی که به دست آورده‌اید به کدام‌یک بیشتر از همه افتخار می‌کنید؟

فکر می‌کنید پاسخ استیو جابز به این پرسش چه بود؟

او گفت:

با وجود تمام کارهایی که تابه‌حال کرده‌ایم من به کارهایی که نکرده‌ایم و نمی‌کنیم بیشتر افتخار می‌کنم.

استیو جابز گفت:” آنچه موفقیت شما را تعیین می‌کند، چیزهایی است که به آن‌ها نه می‌گویید.”

 

من به خیلی از کارهایی که نکرده‌ام به اندازه کارهایی که کرده‌ام، افتخار می‌کنم. نوآوری یعنی نه گفتن به هزار چیز.

استیو جابز

در زندگی همه ما موارد زیادی پیش می‌آید که لازم است نه بگوییم.

نه گفتن نه‌تنها حق طبیعی و بدیهی ماست بلکه در بسیاری موارد می‌تواند نقش پررنگی در موفقیت ما داشته باشد.

مهارت نه گفتن مهارت مهمی است که معمولاً کمتر با آن آشنا هستیم و کمتر می‌توانیم از آن به‌درستی و همیشه استفاده کنیم.

این در حالی است که درصورتی‌که بتوانیم به این مهارت مسلط شویم و به‌موقع نه بگوییم شاید سریع‌تر و بیشتر پله‌های موفقیت را طی کنیم.

داستانی از ریچارد برانسون درباره نه گفتن نقل می‌شود.

شخصی متوجه شد که ریچارد برانسون با دارن هاردی دوست است.

بنابراین از دارن هاردی خواست که از ارتباطش استفاده کند و از برانسون بخواهد که در همایش آن‌ها سخنرانی کند. و درازای یک ساعت سخنرانی ۱۰۰ هزار دلار دستمزد بگیرد.

با دفتر برانسون تماس گرفتند. پاسخ او منفی بود. درخواست‌کنندگان تعجب کردند.

گفتند به او بگویید که ما حاضریم ۲۵۰ هزار دلار بپردازیم. دوباره تماس گرفتند و باز هم پاسخ منفی بود.

آن‌ها می‌خواستند بدانند چه راهی برای راضی کردن برانسون هست.

پیشنهاد تازه این بود که به او ۵۰۰ هزار دلار دستمزد بدهند و با یک جت شخصی را به همایش ببرند و در عرض یک ساعت به محل زندگی‌اش برگردانند.

با دفتر برانسون تماس گرفتند. باز هم جواب رد داد.

درخواست‌کنندگان گفتند هر مبلغی که برانسون بخواهد پرداخت می‌کنند تا برایشان سخنرانی کند.

دستیار برانسون در جواب به آن‌ها چه گفت: ریچارد فعلاً روی سه کار مهم تمرکز کرده است و به ما اجازه می‌دهد که فقط کارهایی را در تقویم کاری‌اش بگنجانیم که مربوط و در راستای آن سه هدف باشد. سخنرانی حتی با بالاترین دستمزد جزو آن‌ها نیست.

نکته اصلی این است که او به چندین فرصت بزرگ نه می‌گفت چون روی اولویت‌های خودش تمرکز کامل کرده بود.

به‌این‌ترتیب نه گفتن می‌تواند نردبانی برای موفقیت باشد.

اما از جانبی در مذاکره‌ها هم قطعاً نیاز به داشتن مهارت نه گفتن داریم. نه گفتن بخش مهمی از هر گفتگو یا مذاکره را به خود اختصاص می‌دهد.

همه تکنیک‌های مذاکره و مواردی که تحت عنوان اصول و فنون مذاکره و یا حتی قواعدی که برای متقاعدسازی یاد می‌گیریم برای گرفتن بله از طرف مقابل است.

تکنیک‌های متقاعدسازی را یاد می‌گیریم تا بتوانیم از مخاطب خود بله بگیریم. اما باید به یاد داشته باشیم که مخاطب و طرف مقابل هم بر همین اساس عمل می‌کند.

به همین دلیل بله گرفتن و رسیدن به جواب مثبت فقط یک بخش از مذاکره است و بخش مهم دیگر توانایی نه گفتن است.

برای تسلط به مذاکره باید بتوانیم به‌درستی نه بگوییم.

 

مشکل شایع در بین همه

نه گفتن و یا درست‌تر بگوییم، ناتوانی در نه گفتن مشکل شایعی است. در همه جهان بسیاری از افراد از این ناتوانی رنج می‌برند و دوست دارند بتوانند این مشکل را برطرف کنند.

اما از طرف دیگر در کشور ما ایران و فرهنگ خاص ما این مشکل بیشتر و پررنگ‌تر است. چراکه در فرهنگ ما ارتباطات اجتماعی و حفظ رابطه ارزش بیشتری دارد و با داشتن فرهنگ‌های خاص خود که در هیچ جای دنیا وجود ندارد مثل تعارف کردن و … در این زمینه هم پرچم‌دار هستیم.

جالب و شاید عجیب باشد که ناتوانی در نه گفتن، نه‌تنها در میان مردم عادی که حتی در بین افراد شناخته‌شده‌تر مثل هنرمندان و حتی دانشمندان و.. هم وجود دارد.

بنابراین می‌توانیم به‌سادگی پی ببریم که این مشکل یعنی ناتوانی در نه گفتن چقدر شایع است و چقدر نیاز به کار بیشتر دارد.

چرا باید نه بگوییم؟

با توجه به توضیحات بالا احتمالا کاملا مشخص است که چرا باید بتوانیم نه بگوییم و از این توانایی استفاده کنیم.

 

چرا نمی‌توانیم نه بگوییم؟

دلیل اصلی آن می‌تواند تاییدطلبی و خجولی باشه. شاید هم به دلیل ترس از دست دادن دیگران است که نمی‌توانیم نه بگوییم.

اگرچه نمی‌توان برای این موضوع به سادگی نتیجه‌گیری کرد و ریشه ناتوانی در نه گفتن می‌تواند به عوامل زیادی بستگی داشته باشد.

می‌توان دو دلیل زیر را برای این‌ سوال در نظر گرفت که چرا معمولا تمایلی به نه گفتن نداریم یا بهتر است بگوییم نه گفتن برایمان دشوار است؟

  • دلایل درونی : ما در فرهنگی بزرگ شده ایم که احترام، کمک و یاری رسانی، همدلی، دست گیری، سکوت در برابر بزرگتر و دفاع نکردن از حق خود و … ارزش به حساب می آیند. از کودکی یاد گرفته ایم که چنین کنیم و حالا اگر بخواهیم مخالف این آموزه ها رفتار کنیم وجدانمان ناراحت می شود.
  • رفتار فرد مقابل:اگر فردی که از ما تقاضایی دارد آشنا باشد یا بعدها کارمان پیش او گیر باشد، نه گفتن برای ما ایجاد دردسر خواهد کرد. گاهی ترس از طرد شدن توسط دیگران یا دوستان نیز نه گفتن را دشوار می کند. این موضوع خصوصا در نوجوانان و جوانان بسیار شایع است تا جایی که در برخی از موارد به سلامت خود آسیب می زنند.

 

چگونه مهارت نه گفتن را کسب کنیم؟

واقعیت این است که برای یادگیری نه گفتن به چند مرحله نیاز است. دانستن تکنیک‌های نه گفتن به تنهایی معمولا نتیجه‌ای در بر ندارد.

برای کسب توانایی در نه گفتن باید سه بخش زیر را کسب کنیم.

  • تغییر نگرش نسبت به موضوع نه گفتن
  • یادگیری تکنیک‌ها و روش درست نه گفتن
  • تمرین و تکرار

 

تغییر نگرش

در بسیاری از مهارت‌ّها انسانی و ارتباطی مشکل اصلی و اساسی در این قسمت است.

به همین دلیل شما ممکن است ده‌ها کتاب درباره مهارت نه گفتن بخوانید، در دوره‌ّهای آموزشی مختلف شرکت کنید و همه تکنیک‌ها و روش‌های نه گفتن را بلد باشید اما نتوانید از آن‌ها استفاده کنید.

شما ممکن است بیش از یک نویسنده کتاب نه گفتن در این باره اطلاعات داشته باشید اما تا زمانی که نگرش خود را نسبت به این موضوع عوض نکنید نخواهید توانست از این تکنیک‌ها استفاده کنید.

برای تغییر نگرش خود نسبت به نه گفتن راه زیادی در پیش دارید اما برای شروع می‌توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید.

هر مورد را به صورت کامل بررسی کنید و زمان زیادی را به فکر کردن و حتی نوشتن درباره آن اختصاص دهید.

فکر کردن و بررسی این موارد می‌تواند به تغییر نگرش شما به  نه گفتن و آماده کردن ناخودآگاه شما برای راحت‌تر نه گفتن  کمک کند.

 

قبول کنید که نمی توانید همه کارها را انجام دهید و همه را راضی کنید

شما به عنوان یک انسان زمان و انرژی محدودی دارید. به همین دلیل قطعا نمی‌توانید همه کارهایی که از شما خواسته می‌شود را انجام دهید.

کارهایی برای خود و موفقیت و پیشرفت  خود دارید که در اولویت هستند. بنابراین زمان و انرژی و توانایی شما برای کارای دیگر محدود است.

از طرفی به یاد داشته باشید و بپذیرید که هرگز نمی‌توانید همه افراد را از خود راضی و خشنود نگه دارید. هرگز نمی‌توان به شکلی زندگی کرد که همه از ما راضی باشند.

شما باید بتوانید بین رضایت و خشنودی خود و نزدیکان خود و دیگران اولویت‌بندی کنید و در زمان لازم به افراد در اولویت خود بپردازید.

از فکر خودخواه شدن نترسید

نگران این نباشید که دیگران فکر کنند شما چقدر خودخواه هستید. موفق‌ترین افراد دنیا کسانی هستند که راحت‌تر نه می‌گویند و هرگز هم به خودخواهی متهم نمی‌شوند.

ضمن این‌که به این نکته فکر کنید که آیا اینکه دیگران درباره شما چه فکر می‌کنند و چه می‌گویند مهم تر است یا این‌که شما به اولویتهای مهمتر زندگی خود برسید.

دو نکته:

نکته ۱: قانون  ۱۸-۴-۶۰ را با خود تکرار کنید. براساس این قانون: در ۱۸ سالگی نگران این هستید که دیگران درباره شما چه فکر می‌کنند. در ۴۰ سالگی برایتان مهم نیست  که دیگران درباره شما چه فکر می‌کنند و در ۶۰ سالگی متوجه می‌شوید که دیگران اصلا درباره شما فکر نمی‌کنند.

دو ساعت بعد از خاکسپاری دغدغه خیلی از مردم این است که نوشابه زرد بخورند یا مشکی. چرا فکر می‌کنید دیگران این‌ همه برای شما اهمیت قایل هستند.

نکته ۲:مشکل تایید طلبی و رهایی از آن ریشه‌ای و بسیار عمیق است. این که با خواندن این مقاله و کمی فکر کردن به آن بتوانید به طور کامل آن را حل کنید تقریبا غیر ممکن است.

اما در صورتی که بخواهید و به این راهکارها عمل کنید احتمالا به میزان قابل توجهی در تغییر رفتار شما موثر خواهد بود.

به عواقب بله گفتن و مزایای پاسخ نه فکر کنید

به همه نه‌هایی که در زندگی نگفته‌اید و شما را دچار مشکل کرده‌اند فکر کنید.

به این فکر کنید که اگر به جای نه گفتن پاسخ مثبت بدهید دچار چه مشکلاتی خواهید شد.

ضمن این‌که به این فکر کنید که با گفتن نه، گرچه شاید در آن لحظه سخت باشد، اما در آینده قدر مزایا و آسایش برای خود خواهید داشت.

صحبت بر روی یک درخواست است نه روابط شما

پاسخ منفی شما در واقع نه به درخواست طرف مقابل است و نه خود او.

این نکته را همیشه در ذهن داشته باشید  و وقتی می‌خواهید نه بگویید پیش خود مرور کنید که من به این درخواست شخص نه می‌گویم.

این شخص و رابطه او با من ارزشمند است و تغییری نمی‌کند اما من قادر به انجام این درخواست او نیستم.

 

نه گفتن در مواقع درست نشان از اعتماد به نفس شماست، نه ضعف

اگر در زمان درست بتوانید نه بگویید یعنی دارای اعتماد به نفس بالایی هستید. نه گفتن شما نشانه ارزش و احترامی است که برای خودتان قایل هستید

نه گفتن به معنای ضعف شما در برآورده کردن تقاضای دیگران نیست. بلکه به معنای اهمیتی است که به خودتان و اولویت‌های خود می‌دهید.

 

تکنیک‌های نه گفتن

پیش از یادگیری تکنیک‌ّها و روش نه گفتن بد نیست کمی درباره شرایط خود و طرف مقابل در زمان نه گفتن بدانیم.

وقتی به کسی نه می‌گوییم این پاسخ می‌تواند باعث ایجاد رفتار و یا کنش‌هایی در طرف مقابل و البته در خود ما شود. در واکنش به پاسخ منفی ما، معمولا طرف مقابل رفتاری از خود نشان خواهد داد.

طرف مقابل چه می‌کند؟

کاملاً طبیعی است که طرف مقابل از شنیدن پاسخ منفی ما خوشحال نشود. شنیدن نه به معنی این است که او نمی‌تواند به خواسته و نیازش برسد و شاید با این اتفاق اولویت‌ها ایده‌ها و حتی آرزوهای او از بین برود.

به همین دلیل طرف مقابل تمام تلاش خود را خواهد کرد که بتواند این نه را به بله تبدیل کند. همین تلاش باعث می‌شود که در بسیاری از موارد نه گفتن پایان کار نباشد، بلکه تازه شروع دور تازه‌ای از گفتگو و مذاکرات برای تغییر پاسخ منفی شود.

اگر طرف مقابل از ابتدا بداند که درخواست غیرمنطقی را مطرح کرده است احتمالاً توقع دارد که از شما جواب نه بشنود.

اما اگر طرف مقابل فکر کند که درخواست او کاملاً منطقی است و به همین دلیل توقع ندارد که نه بشنود.

در این موقعیت شرایط احساسی ناخوشایندی ایجاد می‌شود و طرف مقابل یا نه را به معنی اتمام گفتگو و گاه اتمام رابطه متصور می‌شود و یا تمام تلاش خود را برای تغییر پاسخ شما انجام می‌دهد.

 

ما چه می‌کنیم؟

از طرف دیگر با توجه به شرایط فرهنگی خاص کشور ما و آموزش‌هایی که از کودکی با آن‌ها بزرگ شده‌ایم، خود ما هم بعد از دادن پاسخ منفی شرایط خیلی خوبی نخواهیم داشت.

تمایل عمومی انسان‌ها بر ایجاد و حفظ رابطه و خشنود کردن دیگران است. به همین دلیل پاسخ نه دادن و ایجاد ناراحتی در طرف مقابل قطعاً ناراحتی در خود ما هم ایجاد خواهد کرد.

درواقع کسی که پاسخ منفی می‌دهد دو برابر کسی که پاسخ منفی می‌شنود دچار نگرانی است.

او باید

  • طرف مقابل را متقاعد کند و راضی کند که پاسخ منفی را بپذیرد.
  • خودش را قانع کند و تا از احساس و شرایط بدی که بعد از پاسخ منفی به خودش دست داده خلاص شود.

به دلیل همین ناراحتی است که اشتباهاتی را در دادن پاسخ منفی مرتکب می‌شویم. برخی از این اشتباهات در روش نه گفتن و برخی در جملاتی که در ادامه به زبان می‌آوریم اتفاق می‌افتند.

اشتباهات هنگام نه گفتن:

صریح نگفتن نه

یکی از اشتباهات رایج در زمان نه گفتن مبهم صحبت کردن و نگفتن صریح نه است. این موضوع هم به دلیل فرهنگ خاص ماست.

در فرهنگ ما هرچه بتوانیم مطالب را غیر رک‌تر و به‌صورت غیرمستقیم بیان کنیم به نظر بهتر می‌رسد. به در بگوییم که دیوار بشنود.

حالا اگر قرار است نه بگوییم، قطعاً ترجیح می‌دهیم آن را غیرمستقیم بیان کنیم. اما باید دقت کنیم که این رک نبودن باید تا حدی باشد که مخاطب متوجه پاسخ منفی ما شود.

گاهی آن‌قدر پاسخ منفی را در لفافه بیان می‌کنیم که حتی بعد از مدتی هم مخاطب متوجه نمی‌شود که پاسخ ما منفی بوده است.

امیدواری دادن

اشتباه دیگر دادن امیدواری به طرف مقابل است درحالی‌که خودمان می‌دانیم که این امیدواری بیهوده است.

دوست من از من می‌خواهد که اتومبیلم را برای آخر هفته به او امانت دهم. من می‌دانم که پاسخم منفی است و نمی‌خواهم این کار را انجام دهم.

اما در پاسخ می‌گویم: باید بررسی کنم اگر آخر هفته برنامه خاصی نداشتیم و جایی قرار نبود برویم می‌توانم به تو امانت دهم. تا فردا به تو پاسخ می‌دهم.

گاهی هم این امیدواری بعد از پاسخ منفی اتفاق می‌افتد. یعنی می‌گوییم نمی‌توانم این کار را انجام دهم اما باز هم بگذار بررسی کنم ببینیم چکار می‌توانم برایت بکنم.

 

نکات مهم در نه گفتن:

موضوع را شخصی نکنید.

نه به درخواست به معنی نه به شخص نیست

بله به شخص به معنی بله به درخواست نیست

به این نکته مهم توجه داشته باشید که مخاطب نه شما خود شخص نیست بلکه درخواست اوست. گاهی در توجیه بله گفتن‌ها عباراتی مثل فلانی حق به گردن من دارد و.. می‌گوییم.

دقت کنید که شخص را از درخواست او جدا کنید. شما همچنان برای شخص احترام و ارزش قائل هستید. شما در حال نه گفتن به درخواست او هستید و نه خود شخص

این نکته را هم در نظر داشته باشید که احتمالاً اگر جای شما با طرف مقابل عوض می‌شد، او هم به شما پاسخ منفی می‌داد.

دلیل اصلی خود را بگویید

همیشه مهم‌ترین دلیل خود را در همان ابتدا در رد درخواست مخاطب به او بگویید.

این توصیه به نظر ساده می‌رسد اما خیلی از افراد این کار را دقیقاً برعکس انجام می‌دهند.

معمولاً افراد در ابتدا یک دلیل ساده و ضعیف می‌آورند و بعد که با مخالفت و اصرار مواجه شدند دلیل اصلی خود را اعلام می‌کنند.

هیچ‌وقت ابتدا دلیل ضعیف خود را مطرح نکنید. و اگر در ابتدا قوی‌ترین دلیل خود را مطرح کردید در ادامه با ارائه دلایل ضعیف‌تر موقعیت خود را تضعیف نکنید.

به یاد داشته باشید در صورت ارائه بیش از یک دلیل، همیشه ارزش و اهمیت دلایل شما با توجه به ضعیف‌ترین دلیل سنجیده می‌شود.

 

عکس‌العمل مخاطب را پیش‌بینی نکنید

وقتی به مخاطب خود نه می‌گویید در نظر داشته باشید که او ممکن است بدون هیچ بحث دیگری پاسخ منفی شما را بپذیرد.

بنابراین سعی نکنید بعد از پاسخ منفی تأکید کنید که نظر خود را تغییر نخواهید داد.

پدری که در پاسخ درخواست فرزندش می‌گوید: نه، مخالفم و امکان هم نداره نظرم را عوض کنم. بنابراین سعی نکن نظر من را عوض کنی و …

این حرف‌ها وقتی هنوز عکس‌العمل مخاطب را ندیده‌ایم کار را سخت‌تر می‌کند.

با این حرف‌ها مخاطب نه‌تنها برای گرفتن پاسخ مثبت، که حالا برای اثبات این‌که می‌تواند نظر شما را تغییر دهد تلاش خواهد کرد.

 

 

مراحل نه گفتن

پیش‌ازاین گفتیم که در پاسخ منفی دادن سعی کنید که کمتر پاسخ خود را در لفافه بپیچید و طوری نه بگویید که مخاطب متوجه شود که پاسخ شما منفی است.

از طرف دیگر نه گفتن به‌صورت کاملاً صریح می‌تواند باعث دلگیر شدن مخاطب از شما شود. بنابراین باید در این زمینه تعادل را در نظر بگیرید.

یک روش مناسب برای نه گفتن استفاده از فرمول پنج مرحله‌ای زیر است:

  • گفتن نه
  • ارائه دلیل برای پاسخ منفی
  • عذرخواهی
  • توضیح این‌که نمی‌توانید نظر خود را تغییر دهید
  • پیشنهاد کمک

دقت کنید که لازم نیست هر چهار مرحله هم‌زمان انجام شود. بلکه بهتر است بین هر مرحله فاصله بیفتد تا اگر مخاطب نسبت به آن اعتراض کرد حرفی برای گفتن داشته باشید.

اگر هر پنج مرحله را پشت سر هم بگویید بعد از پاسخ مخاطب دیگر حرفی برای گفتن نخواهید داشت و باید حرف‌های قبلی خود را تکرار کنید.

 

تمرین و تکرار

در نهایت باید در نظر داشته باشیم که نه گفتن یک مهارت است. یعنی علاوه بر داشتن دانش نیاز به تمرین و تکرار دارد.

دانستن تکنیک و روش‌ّهای نه گفتن به تنهایی کمکی در جهت رفع مشکل ما نخواهد کرد.

باید سعی کنیم این تکنیک‌ّها را به کارببریم و تمرین کنیم تا کم کم در استفاده از آن‌ها به مهارت لازم برسیم.

بدون تمرین و تکرار یادگیری این موارد هیچ تاثیری در زندگی شما نخواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.